به گزارش مفدابهشتی- عمده شهرت خواجه عبدالله انصاری بهسبب فن سخنوری، اشعار و متون نغز و بیمانندش، بهخصوص در مدح و ثنای خداوند بهزبانهای عربی و فارسی بودهاست.
او از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت. چنانکه شعر فارسی و عربی را نیکو میسرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود. به ویژه در حدیث قوی بود و آمالی بسیار داشت و در فقه روش امام حنبل را پیروی میکرد.
وی در تصوف از استادان بسیاری تعلیم گرفت. بیش تر عمر خود را در هرات زیست؛ و در آن جا تا پایان زندگانی به آموزش و ارشاد اشتغال داشت.
شهرتش برای رساله ها و کتاب های مشهورش است؛ از آن جمله: ترجمه املای «طبقاتالصوفیه» سلمی بهلهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشفالاسرار قرار گرفتهاست.
از رساله های منثور او که بهنثر مسجع نوشته، چنین است: مناجاتنامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبتنامه، هفتحصار، رساله دل و جان، رساله واردات و الاهینامه.
خواجه دوبار عزم سفر حج کرد، یکبار از ری و بار دیگر تا بغداد سفر کرد و بازگشت. در این سفرها بود که بهدیدار شیخ ابوالحسن خرقانی موفق شد.
پیری و پایان عمر:
نابینایی هر دو چشم خواجه در هفتاد سالگی برای وی که عمری به آموزش و آموختن خو کرده بود، بسیار گران آمد؛ اما همچنان بهفعالیت ارشاد شاگردان ادامه میداد و مطالب را به آن ها املا میکرد.
وی بعد عمری آموزش، بحث و ارشاد و پس از تحمل چندین نوبت تبعید و حبس، در ۸۵ سالگی درگذشت.
از دعاهای وی در مناجات نامه است:
الاهی! به حرمت آن نام که تو دانی و به حرمت آن صفات که چنانی، به فریاد ما رس که میتوانی.
الاهی! ای دورنظر و ای نیکوحضر، و ای نیکوکار نیکومنظر، ای راستوعدهی نیکو عهد، ای دلیل هر برگشته و ای رهنمای هر سرگشته، ای چارهساز هر بیچاره، ای آرندهی هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده، دست ما گیر!
ای بخشندهی بخشاینده! ای منعم وهاب، ای آفرینندهی خلق از خاک و آب، به فریاد ما برس در روز حساب و فتنهی اسباب و وقت شوریدهی دل خراب، ای بینای بیدار و ای توانای بییار، چهار چیز از ما دور دار: رسوایی در روزشمار، محجوبی در وقت گفتار، محرومی به هنگام بار، و حجاب در اوان دیدار!
یارب، تو مرا امانتی روزی کن
شایستهی خویش طاعتی روزی کن
زان پیش که فارغ شوم از کار جهان
اندر دو جهان فراغتی روزی کن!
آمین یارب العالمین!
انتهای خبر
کد خبرنگار: 110215
ارسال نظر